برای ورود به چت نام خود را وارد کیند:
نام شما(English):

آموزش کامپیوتر فال و طالع بینی طنز و اس ام اس پزشکی فال و طالع بینی نقشه سایت


  آموزش کامپیوتر::
  آموزش ترفندهاي کامپيوتري
  آموزش ويندوز ويستا Vista
  آموزش نرم افزارهاي چت
  آموزش هک و حفاظت
  آشنايي با ويروس
  آموزش ويندوز
  اينترنت
  آموزش فتوشاپ
  آموزش سخت افزار
  آموزش شبکه و امنيت شبکه
  آموزش اکسل
  آموزش ورد
   طنز و تفریح::
  اس ام اس SMS
  ضرب المثل(طنز)
  طالع بيني(طنز)
  تفاوت دختر و پسرها
  لطيفه
  داستانهاي طنز
  معما هاي طنز
  شعر
  ضرب المثل
  طنز و خنده
  طنز خانواده
  عشق و دوستی::
  دوستانه
  عاشقانه
  معارف و مذهبی::
  متافيزيک در اسلام
  عرفان اسلامي
  دعاهاي شفاي مريض
  احکام اسلام
  مباحث مذهبي
  مسایل دینی
  فال و طالع بینی::
  شناخت شخصيت
  طالع بيني چيني
  طالع بيني نوين
  طالع بيني مصري
  طالع بيني ازدواج
  عدد شناسي
  فال ابجد
  فال هندي
  NLP
  کاميابي (آنتوني رابينز)
  تقويت اراده
  علاقمند کردن ديگران




ادبيات :: ادبيات کشورها :: داستان هاي خيلي كوتاه
 
---------------------------------------------------(1)
در زدم و وارد شدم. پاهايش را روي ميز گذاشته بود و بوي گند سيگار برگش همه جا را گرفته بود. مدير هم بيصدا پشت ميزش نشسته بود. خداحافظي کردم و رفتم.
بعدها گفتند براي ادامه تحصيل يا کسب درآمد بيشتر رفته ام ولي مشکل من فقط اين بود که نمي توانستم بوي گند را تحمل کنم!.
داستان کوتاه از محمدرضا ميبدي.نويسنده ي ايراني

--------------------------------------------------(2)
موش گفت:
- افسوس!. دنيا روز به روز تنگ تر مي شود. سابق جهان چنان دنگال بود كه ترسم مي گرفت. دويدوم و دويدم تا دست آخر هنگامي كه ديدم از هر نقطه ي افق ديوار هايي سر به آسمان مي كشند آسوده خاطر شدم. اما اين ديوار هاي بلند با چنان سرعتي به هم نزديك مي شوند كه من از هم اكنون خودم را در آخرِ خط مي بينم و تله اي كه بايد در آن افتم پيش چشمم است.
- چاره ات در اين است كه جهتت را عوض كني.
گربه در حالي كه او را مي دريد چنين گفت.
داستان کوتاه از فرانتس کافکا.نويسنده ي اهل چک

------------------------------------------------------------ (3)
شاگردان من، فکر مي کنم با مطالعه ي دقيق اين ساکنان پيشين، از الگو هاي رفتاري، شيوه ي زندگي ابتدايي و بي هدف آن ها، چيز هايي که به آن اهميت مي دادند، و از تخريب کامل و مطلق خود و محيط زيستشان، به آساني بتوان دريافت که سزاوار چيزي جز نابودي کهکشانشان نبودند، يعني کاري که ما انجام داديم.
سوالي نيست؟.
داستان کوتاه از کالين کمپل.نويسنده ي انگليسي

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

معرفی این صفحه به دوستان:
ایمیل شما: گیرنده ایمیل:
























اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من :: پزشکی
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: نرم افزار رایگان :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: لینک روز